تبليغاتX
نوشته های خط خطی - #59

نوشته های خط خطی

دست و قلمم هر چی اون می گه می نویسه...

#59

 

 

 

من؛

یک آدم خوب هستم که برای خیلی از کار های خوب مناسب نیـستم...!

ما آدمها خیلی بیشتر از آنچه می نماییم، هستیم. از برای همین است که  تنها هستیم !

 

من؛

دلتنگ می شم، خواب های آشفته می بینم،  نگران می شم، می ترسم،  دلشوره می گیرم...

تضادها دیوانه ام کرده اند؛ آشفتگی بیچاره ام می کند...

 

دور می کنم عوامل فاصله ها را ، از خودم.

شاید ،نزدیکتر شدم ؛ به آنچه باید...

 

خنده ام می گیرد.

من؛

غرورم را مدت ها پیش لابلای هزاران حرف وصحبت ؛ میان میلیون ها سیم و کابل تلفن و نوشته و شعر و  کتاب، جا گذاشته ام. من خیلی چیزها را از دست داده ام... همه اش تقصیر من و ندانم کاری هایم بود. همه ی آن مصبیتی که آوار شد بر سر من و تو...

 

درد دارد. خیلی درد دارد بعضی فهمیدن ها... دردم می آید. زوزه می کشم از درد ولی بی فایده ست...

بیچاره و مفلوک می شوم... خیس و اشک آلود...

صبورم  ؛ اما نه بر این دلتنگی..

بگذار فریاد بزنم، بگذار اشک بریزم، این را دیگر دریغ نکن

 

گاهی باید بیندیشیم به آدم هایی  که وسیله بودند، تا تنهایی مان لبریز نشود...

و کسانی که همراهی صبورند تا مقصد ِِ نهایی...

 که همانا آنان نیز، آدم اند.

 

حرفهایم که کم می آیند

سه نقطه می گذارم ادامه حرفم

و به خواننده اجازه میدهم

خودش تمامش کند

....

 

 

+ خط خطی شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 16:15  توسط ^ مریم بانو ^